يکي نامه ديدم پر از داستان/ سخنهاي آن بر منش راستان
من اين نامه فرخ گرفتم به فال/ همي رنج بردم به بسيار سال
فردوسي همواره سخن و فکر خود را تا درجهاي به حقيقت نزديک کرده است که خواننده هيچگاه در خود احساس مخالفتي با او نميتواند کرد. اين يکي از معجزات بزرگ شمرده ميشود که رواياتي را که در زمره اساطير و اوهام است، چنان استادانه به هم تلفيق کنند که کس را انديشه تکذيب آنها در سر نيايد و خواص و عوام هنگام قرائت آنها با گوينده همداستان باشند.
پهلوانان ايراني شاهنامه همه در عين جنگجويي و خونريزي، محبوب خوانندهاند؛ در صورتي که مثلا در گرشاسبنامه چنين کيفيتي محسوس نيست و اين البته نتيجه قدرت گوينده شاهنامه و مهارت اوست در وصف پهلوانان.
مطالب و داستانها در شاهنامه ترتيب و نظم خاصي دارد. تمام اجزاي يک داستان طوري تنظيم يافته است که خواننده هنگام خواندن آن هيچگاه امري را زائد يا ناقص نمييابد و اگرچه فردوسي اين مطالب را از متون مکتوب گرفته اما قدرت و مهارت او، وي را در حفظ نظم و ترتيب داستاني آن متون ياري بسيار کرده است و از اين بابت نيز شاهنامه بر منظومههاي حماسي ديگر برتري فراوان دارد.
وقتي فردوسي از زبان يک فرد از هر ملت و دين که باشد سخن ميگويد، چنان به کنه انديشه او نزديک ميشود که ما آن سخن را در آن مورد خاص اصلا غيرعادي و دروغ و ناحق تصور نميکنيم.
و به هر حال فردوسي استادي است که در عين فصاحت و قدرت بيان و انسجام و متانت الفاظ و روشني و صراحت کلام، همه قوانين سخنگويي و داستانسرايي در کلام او رعايت شده و او بلاشک بزرگترين و يا از بزرگترين شاعران جهان است.
حماسهسرايي در ايران، ذبيحالله صفا، ص( ???-???)